تبلیغات

از اواسط دهه هفتاد و پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات اتفاقي ديگر  براي موسيقي کشور ا فتاد و آن گسترش موسيقي پاپ بود که قبل از آن به ميزان کمتري  توسط چند خواننده دنبال مي شد. موسيقي پاپ به جهت سادگي و ارتباط آسان‌تر، مخاطبان بيشتري را به خود جذب کرد.
اما اخیرا در حوزه فرهنگ مناقشه‌ای درباره برگزاری کنسرت‌های موسیقی درگرفته است که نه تنها منحصر در فضای نخبگان این حوزه نیست بلکه کاملا وارد فضای عمومی جامعه شده و بیش از آنچه تصور می شد افکار عمومی جامعه و اقشار مختلف را متأثر ساخته است. اینکه طرح و مناقشه بر سر این امر در چه زمان و مکانی نیز روی داده است خود تحلیل‌هایی را برانگیخته است. این ماجرای لغو سریالی کنسرت‌ها در ماه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های فرهنگی جامعه بدل شده است و اخبار مربوط به لغو و حاشیه‌های پیش‌ آمده پیرامون آن، در صدر اخبار اکثر رسانه‌ها قرار گرفته ‌است. اگر چه لغو اجراهای زنده موسیقی به دلایل مختلف در سال‌های اخیر سابقه زیادی داشته است اما آتش اختلاف‌ها زمانی، زبانه گرفت، که امام جمعه مشهد در یک سخنرانی، اجرای کنسرت در این شهر را خلاف حیثیت و هویت این شهر دانست. به دنبال آن ائمه‌ جمعه چند شهر دیگر هم از این رویکرد حمایت کردند. در خصوص لغو این کنسرت‌ها معمولا دلایل زیادی عنوان شده و می‌شود. مسؤولان و نهادهای مختلف هم در این باره اظهارنظرهای گوناگونی کرده‌اند و حتی این موضع گیری ها باعث شد تا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کند که از برگزاری کنسرت در مشهد صرف‌نظر کرده است و موانع اجرای زنده در خراسان را می‌پذیرد اما رئیس‌جمهوری در دیدار اخیرش با پزشکان بر فصل الخطاب بودن قانون تاکید و عنوان کرد که هیچ وزیری نباید در برابر هیچ فشاری کوتاه بیاید و عقب‌نشینی کند و به‌ نظر می‌رسد همین صحبت‌ها باعث شد تا علی جنتی مواضع خود را تغییر دهد و تمام‌قد از برگزاری کنسرت‌ها دفاع کند و حتی در سخنرانی‌اش در جمع اصحاب فرهنگ، اندیشه، هنر و رسانه در یکی از استان‌های شمالی کشور بگوید که برپایی کنسرت‌ها نه اشکال شرعی دارد و نه اشکال قانونی. حتی بعد از آن وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی عنوان کرد: به هیچ‌ وجه قصد عقب‌نشینی از مواضع خود را ندارد و با رئیس قوه قضائیه مکاتباتی انجام گرفته تا موانع هر چه سریع‌تر از پیش‌ رو برداشته شود.
برخی افراد و گروه‌ها رفتار مقابله ای درباره کنسرت‌ها و نگرش اتهامی به موسیقی را نوعی عقب گرد تلقی می کنند و با استناد به دیدگاه حضرت امام در خصوص موسیقی مجاز، این رفتار را در شأن مسؤولان جمهوری اسلامی ایران نمی دانند. برخی اما همچنان بر مخالفت خود با برگزاری کنسرت‌ها تأکید دارند و اظهارات بدون تبعیضی از برخی تریبون‌های فاخر  از جمله نماز جمعه ايراد مي نمايند كه ممکن است منجر به برداشت های نامناسب و ترویج نوعی خود محوری و قانون گریزی شود و ممکن است به جای ترویج رفتار صحیح فرهنگی به اختناق فرهنگی تعبیر شود به ویژه آنکه در طی این سال‌ها برخی مراجع بالاتر مذهبی  واکنشی به این شکل از خود بروز نداده اند و البته پیوسته تأکید داشته اند صرفا موسیقی مطرب حرام است و موسیقی غیر مطرب مجاز و تشخیص مصداق با مکلف است. علاوه، آنچه به عنوان حاشیه های نامناسب کنسرت ها معرفی می شود، به فرض صحت در بسیاری دیگر از عرصه های جامعه وجود دارد و با لغو کنسرت ها نه کمتر می شود و نه از بین می رود و باید راهکار مناسب‌تری برای آن اندیشید. این حاشیه ها در گذشته نیز وجود داشته و  در حالی که در دوران های گذشته سیاسی از کنار آن عبور شده است، ممکن است این برخوردها شائبه انگیز تلقی شود. به ویژه آنکه کشور با مشکلات مهم تر و عمیق تری نظیر فساد اقتصادی مواجه است و چه بسا نسبت به آن برخورد جناحی و سیاسی شده و تریبون ها کمتر در وقت مناسب به آن پرداخته اند.
به هر حال دغدغه های ویژه ایجاد شده پیرامون کنسرت‌ها و به طور کلی موسیقی، در ماه‌های گذشته حساسیت‌ها در خصوص این موضوع را دو چندان کرده است که چرا کنسرت ها زنجیره وار تعطیل می‌شوند؟
جرقه و سرآغاز دور جدید تعطیلی کنسرت‌ها از اسفندماه ۹۲ آغاز شد و تا به امروز هم ادامه پیدا کرده است.کنسرت‌های موسیقی فراوانی در شهرهای تهران، بوشهر، شیراز و اصفهان و البته مشهد یکی پس از دیگری لغو شده‌اند. دفتر موسیقی وزارت ارشاد مدعی است بسیاری از مشکلات اجراها رفع شده اما موج لغو کنسرت‌ها همچنان ادامه دارد. اما سؤالی که در این بحبوحه لغوها و تعطیلی‌ها مطرح می‌شود این است که مقصر اصلی این اتفاق‌های ناخوشایند کیست؟
ماجرای لغو کنسرت‌ها را از دو منظر می‌توان بررسی کرد:
اول نقش متولیان، برگزار کنندگان و مسؤولان و دوم  نقش منتقدان، معترضان و مخالفان
در طول سال گذشته مسؤولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همواره عنوان کرده‌اند تعداد مجوزهای اعطا شده به کنسرت‌ها افزایش چشم‌گیری داشته است. صدور مجوزهای کارشناسی  نشده در برخی از شهرستان‌های حساس بدون آماده کردن پیش زمینه و بسترسازی لازم قطعا نتیجه‌ای جز این که حساسیت‌ها را برانگیزاند و حواشی جبران‌ناپذیری را به موسیقی تحمیل کند، ندارد.
همواره در میان شهرهایی که اساسا کنسرت برگزار کردن در آن‌ها با مسایل عدیده‌ای روبه‌رو می‌شود، اسم چند شهر مدام تکرار می‌شود. شهرهایی چون اهواز، مشهد، آبادان، بوشهر که همواره به خاطر وجود حساسیت‌های ویژه عرفی، یک پای اصلی لغو کنسرت‌ها بوده‌اند. اما آیا صدور چندباره مجوز برای هنرمندان و اصرار بر اجرای آن‌ها در این شهرها راه حل مناسبی بوده است؟ تجربه خلاف این موضوع را ثابت می‌کند. آیا بهتر نیست مشکل ریشه‌ای حل شود؟ آیا نمی‌توان قبل از صدور مجوز کنسرت در این شهرها، ابتدا رایزنی‌هایی با مقامات، مسؤولین و برخی از ائمه محترم جمعه که نسبت به این موضوع حساسیت‌هایی دارند، صورت بگیرد؟ آیا نمی‌توان از سابقه هنرمند و موسیقی سالمی که او ارایه می‌کند سخن گفت و عنوان کرد که تربیون موسیقی‌های بی‌ در و پیکر آن‌طرفی از همیشه بلندتر شده و باید از موسیقی وطنی خودمان حمایت کرد؟
باید دقت کرد وقتی حساسیتی در شهری برای برگزاری کنسرت به وجود می‌آید، این حساسیت قابل تسری به شهرهای دیگر است؛ کما این که بارها و بارها این اتفاق افتاده و می‌افتد. شاید بسیاری از مسایل مطروحه را بتوان با اندکی تعقل و تعامل حل کرد. این که مدام مجوز صادر گردد و در این زمینه لجاجت به خرج داده شود، تنها آتش ماجرا شعله‌ورتر می شود و بس.
در برگزاری کنسرت در برخی از شهرها همواره افراد دغدغه‌مند بنا بر حساسیت‌های مذهبی که داشته‌اند، نسبت به برگزاری کنسرت در شهرشان معترض بودند. قطعا برخی از حساسیت‌ها که تنها برخواسته‌ از انگیزه‌های دینی است قابل درک است. اما برخوردهای ناصحیح با برخی از هنرمندان موجهی که سال‌ها در چهارچوب قوانین و ضوابط جمهوری اسلامی فعالیت کرده‌اند، چندان مناسب به نظر نمی‌رسد.
بهتر است اگر اعتراضی به برگزاری یک کنسرت هست، اعتراض به نحوی مطرح شود تا خوراک رسانه‌های غربی فراهم نگردد. این نکته را هم فراموش نکنیم که جوانان مقیم در شهرهای کوچک و شهرستان‌ها، همواره احساس تبعیض کرده‌اند و گمان می‌کنند از برخی برنامه‌ها که در تهران اجرا می‌شود محروم اند.
در این زمینه قدری هم باید حقایق را دید. با خودمان رو راست باشیم و ببینیم جوانان امروز ما به کدام موسیقی گوش می‌کنند. به صدای ضبط‌ ماشین‌ها دقت کنیم و ببینیم که اعمال برخی از محدودیت‌ها، چگونه جای پای موسیقی‌های آن‌طرفی و ناسالم را در کشور خودمان محکم کرده است. در چنين شرايطي آيا برگزاري صحيح موسيقي مجاز و كنسرت، مصداق جنگ نرم است يا ضد جنگ؟
آنچه كه در حال حاضر مشهود است اين است كه تعطیلی کنسرت‌ها اکنون به چالشی برای دولت تدبیر و امید تبدیل شده است و این در حالی است که درخواست‌ها از رئیس جمهور روحانی در شرایط کنونی و پس از حل و فصل موضوع هسته‌ای به توجه بیشتر وی به مسائل داخلی است. تندروها و دلواپسان، ناخرسند از مسیر توافق هسته‌ای از سوی دولت روحانی، اطمینان دارند که حسن روحانی دوران سختی را در سال باقی مانده از دوران ریاست جمهوری‌اش پیش رو دارد.
با یک حساب سر انگشتی کوچک می‌توان به نتیجه ساده ای دست یافت که لغو سریالی کنسرت ها اکنون رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته و محل عرض اندام دلواپسان و کسانی شده است که موفقیت‌های اقتصادی سیاسی و اجتماعی دولت تدبیر و امید را توان دیدن و شنیدن ندارند؛ این آشنایان دلواپس خواسته یا ناخواسته در مسیر ضربه زدن بر پیکره نظام اجتماعی فرهنگی و سیاسی کشور گام بر می دارند و با کار‌هایشان و با موضع گیری‌هایشان خوارک‌هایی به دست امثال BBC  و VOA  و امثالهم می‌دهند که فضا برای جولانشان فراهم می‌شود. بی‌شک آنان این ضربه‌ها را ناخواسته بر پیکر خودمان روا می‌دارند، وگرنه دلسوزیشان برای همه اثبات شده است!!!
به هر حال هر کجا منافع کشورمان در میان باشد باید ایستاد و گفت و چاره‌ای اندیشید. لغو کنسرت‌هایی که تمام مجوزهای قانونی را دارند، پیش از هر چیزی به جمهوری اسلامی ایران ضربه می‌زند و چهره نظام را در مجامع بین المللی مخدوش می‌کند. ما اکنون در هنگامه‌ای هستیم که اطرافمان را افراطیون فراگرفته‌اند. افراطیونی که میراث هزار ساله بشر را به بد‌ترین شکل ممکن نابود می‌کنند. حال اینکه همین لغو کنسرت‌های موسیقی بهانه‌ای می‌شود تا رسانه‌هایی که با ما دشمن هستند، از جمهوری اسلامی ایران چهره‌ای شبیه به همین افراطیون بسازند. متأسفانه همین رسانه‌ها کارشان را خوب بلدند و چنان تکه‌های یک و یا چند خبر را کنار هم می‌گذارند که برای هر بیننده‌ عامه‌ای باورپذیر می‌شود.
تأسف اینجاست که ما خودمان بهانه‌های خوبی دست دشمنان می‌دهیم. در حالی که با اندکی درایت می‌توان راه را برای هنر باز کرد و بهانه هم به دست دشمن نداد. وقتی کنسرتی از مراجع قانونی مجوز می‌گیرد و بلیت‌هایش هم به فروش می‌رسد، یعنی هم قانون را رعایت کرده و هم مردم استقبال کرده‌اند. حال اگر عده‌ای هم به این کنسرت اعتراضی دارند، قبل از اعتراض بهتر است درباره چگونگی برگزاری آن کنسرت، نوع موسیقی که قرار است اجرا شود، خوانندگانش و… تحقیق کنند تا خدایی نکرده به اشتباه نیافتند. نگاه ما به رخدادهای فرهنگی باید بسیار عمیق‌تر از این‌ها باشد. متأسفانه برخی‌ها با عدم آگاهی کارهایی می‌کنند که آسیبش پیش از هر چیز دامن‌گیر نظام و البته جبهه فرهنگی انقلاب می‌شود. متأسفانه بسیاری از کنسرت‌های موسیقی با اعتراض کسانی لغو می‌شود که از آنان به عنوان امت حزب ا… یاد می‌شود؛ می‌توانند اعتراض کنند اما درباره شکل اعتراض باید گونه‌ای انتخاب شود که زمینه را برای  سوء استفاده رسانه‌ای ایجاد نکند، چرا که امت حزب‌ا… بیش از هر چیز به مصالح کشور و نظام می‌اندیشد.
به هر روی موسيقي هم مي تواند چون ورزش، فيلم ها، سريال‌ها و برنامه هاي متنوع ديگر، در جذب مخاطبان ايراني بخصوص جوانان نقش تأثيرگذاري داشته باشد. لغو کنسرت‌های موسیقی در نقاط مختلف کشور بی‌شک به ایران عزیز ضربه می‌زند و به نفع نظام نیست. از سوی دیگر باید دغدغه‌های مردم دلسوز را هم جدی گرفت، اما باید به آنان گفت که جامعه طیف‌های مختلف با دیدگاه‌های متفاوتی دارد. موسیقی از نظر برخی از مردم و البته برخی مراجع تقلید حرام است و ما باید به نظرشان احترام بگذاریم. اما موسیقی فاخر از نظر بسیاری از مردم و البته مراجع تقلید بلامانع است و باید به نظر آنان هم احترام گذاشت. از سوی دیگر نباید از میزان مصرف موسیقی در میان جامعه غافل شد که به طور حتم مصرف موسیقی در میان جامعه حجم بالایی دارد. پس پرواضح است كه هرگز نمی‌توان موسیقی را از میان مردم و در میان لایه‌های مختلف جامعه حذف کرد.

تبلیغات

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند *
شما می توانید از این استفاده کنید HTML برچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>