تبلیغات

اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاوُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (257،سوره بقره)
این آیه به آیه الکرسی معروف است می فرماید: آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّور،ِ سوال اینجاست که چه طور اهل ایمان در ابتدا در ظلمت هستند بعد در نور می روند در حالی که اهل کفر اول در نور هستند و بعد در ظلمت می روند؟
در ابتدا باید بدانیم که در «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا»: ( خداوند متولی رشد و تربیت دادن) « الَّذِینَ آمَنُوا» است، این «الذین آمنوا» چه کسانی هستند؟!
تمام این 20 میلیون نفری که در کربلا در اربعین پیاده روی می کنند، در مکه و مدینه این همه عزیزان می روند و زیارت و طواف می کنند، در یک مسجد عظیم که 600- 500 نفر نشسته اند و سخنرانی گوش می کنند، عزاداری برای اهل بیت (علیهم السلام) بر پا می کنند، در عاشورا و تاسوعا و محرم این همه سینه زن ها، بلاشک اینها همه الَّذِینَ آمَنُوا هستند.
لکن در دنباله اش می فرماید: خداوند این الذین آمنوها را از ظلمات بیرون می آورد.
چرا که بین الذین آمنوا و المومنون از زمین تا آسمان تفاوت است؛ مثل دانشجویی که در رشته پزشکی ثبت نام کرده و الان 2 ماه است که دارد پزشکی می خواند غیر از آن پزشک جراحی است که چند نفر زیر نظر او آموزش می بینند. آن پزشک است و آن دانشجو می خواهد که پزشک شود. الَّذِینَ آمَنُوا یعنی کسانی که در راه ایمان هستند، غیر از المومن است که فارغ التحصیل ایمان است.
حال باید بدانیم این ظلمات چیست که الَّذِینَ آمَنُوا بدان گرفتارند. پاسخ بسیار ساده است.
فردی به صف نانوایی می رود، چند نفر جلوی او در نوبت هستند. نانوایی که می آید به نفر اول نان را بدهد، چشمش به او که دوستش هست می افتد؛ می گوید: آقای فلان، شما چرا در صف ایستاده ای؟! نانی را به او می دهد (بدون نوبت) و او هم قبول می کند. این ظلمات است؛ آن نانوایی که از حق دیگران می بخشد در ظلمت است، فردی هم که قبول می کند در ظلمت است.
در خیابان من اداره ام دیر شده، در یک مسیری برای اینکه زودتر بروم و راه را باز کنم با صدای بوق ماشینم تن کسی را می لرزانم، این یعنی من در ظلمت هستم.
پرستاری که در بیمارستان در نیمه شب توجهی به ناله های بیمار نمی کند و اهمیت نمی دهد او در ظلمت است.
سرآشپزی که در تهیه غذا، گوشتی که به زمین می افتد و آن را نمی شوید و چرخ می کند و به مردم می دهد، او در ظلمت است.
اینها همه ظلمات است و همین اینهاست که نمی گذارند ما از نمازمان لذت ببریم.
فاعل خارج کردن از ظلمت خداوند است یا این ما هستیم که باید خودمان را از ظلمت بیرون بکشیم؟! یا من و خدا با هم، از این ظلمت بیرون می کشیم؟!
این آیه (آیه الکرسی) می فرماید: خداوند از ظلمت بیرون می آورد؛ معلوم می شود که یک نوع ظلمتی است که فقط از عهده خداوند برمی آید که انسان را از آن بیرون بیاورد و در حد توان و کار من بنده نیست؛ ظاهر آیه این را نشان می دهد.
ظلمت در قرآن کریم بر 3 قسم است:
1-ظلمت های عادی مشخصّه شناخته شده
کدام ظلمت ها شناخته شده است؟؛ دزدی، سرقت، آدم کشی، زخم زبان زدن، غیبت کردن و … تمام محرمات صغیره و کبیره که در قرآن نامگذاری شده و در سنت تعریف داده شده اینها ظلمت های مشخص است.
برای بیرون آمدن از این نوع ظلمت ها، این گونه نیست که خداوند ما را بیرون بیاورد، چرا که خداوند این هارا معرفی کرده و شناسانده و می فرماید: توی بنده خودت باید خودت از این ظلمت ها بیرون بکشی با ترک محرمات. اینجا فاعل اخراج خود انسان است. پس این ظلمتی که در آیة الکرسی بیان شده است، این دسته از ظلمت ها نیست.
2- ظلمت های مشدّده
در اینجا 30 نفر انسان متقی داریم اما یک نفر أتقی است، افعل تفضیل یک فرد است که بعد از غربال  کردن معلوم می شوند.
یک شهر ظالم هستند اما یک نفر آنها اظلم و تاریک تر (ظالم تر) است.
یک سری گناهکاران اظلم هستند، آیه می فرماید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ…(بقره، 140) چه کسی تاریک تر، ظلمانی تر از کسی است که شهادتی نزد او است و او اظهار و بیان نمی کند؛ مثل اهل کتاب که نگفتند این پیغمبر ما بوده، مثل وهابیت که حق را بیان نمی کنند.
آیه دیگر می فرماید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ …(سجده، 22): چه کسی ظلمانی تر و تاریک تر از این آدم است که به او تذکر می دهند که این عمل تو خلاف قرآن است و او به جای آنکه از این تذکر خوشحال شود بدش می آید، که اگر کسی این گونه باشد و از تذکر کسی بدش بیاید و ناراحت شود، به فرموده ی قرآن ظالم ترین است. (خیلی از ماها درگیر این ظلم و تاریکی هستیم) و باید این آیات به اطلاع مردم برسد.
این دسته از ظلمت ها را هم خداوند می فرماید: من بیرون نمی آورم و اصلاً کاری ندارم، توی بنده خودت باید از این ظلمت ها بیرون بیایی.
خدا می فرماید: وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْرًا لأسْمَعَهُمْ …(انفال، 23): پیغمبر! اگر خداوند از مردم رو راستی و صداقت می دید و می دید که آنها واقعاً نمی خواهند گناه کنند: لأسْمَعَهُمْ ، به گوششان می شنوانیم که این گناه است، این ندا شیطانی است.
3- یک سری از ظلمت ها نه مثل مشخصه و شناخته شده است (گناهان کبیره و صغیره) و نه مثل اظلم ها، اینها یک سری ظلمت های شناخته نشده و مبهم هستند.
خداوند وقتی می بیند شما و من بنده  از ظلمت های مشخص و اظلم خودمان را بیرون آورده ایم، مراقبت داشته ایم و تلاش می کنیم ؛ می فرماید آنها که از گناهان کبیره خود را بیرون می کشند و تلاش می کنند، ما آنها را می بینیم، ما هم آن گناهان ناشناخته را به ذهنشان القاء کرده و او را هوشیار می کنیم و به قلب و دلش می اندازیم تا او بتواند خودش را از آن گناهان و ظلمت ها بیرون بکشد.
بنابراین ظلمت هایی که در آیه آیة الکرسی گفته می شود، ظلمت های مبهمی است که خداوند به قلبت می اندازد و به تو می فهماند که این رفتار و گناه هم مثل گناه صغیره و کبیره است و نکن!
در حقیقت خداوند برای این افراد یَهْدِ قَلْبَهُ (تغابن، 11) دارد؛ به او الهام می کند، قلبش را به سمتی که بتواند درست عمل کند، هدایت می کند.
حال این سوال در ذهن متبادر می شود که چگونه کافران در نور هستند. آیه ی بعد می فرماید: وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاوُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ: طاغوت و طاغوتیان؛ متولی تربیت این کافران، می آیند این کافران را از نور بیرون می آورند و به ظلمات سوق می دهند… این یعنی چه؟
شبکه های وهابی- داعشی ها و … اول می آیند بررسی می کنند این انسان کافر و کسی که به آن ها ملحق شده ، در وجودش نوری، روشنایی نباشد که سرمایه گذاری آن ها را به فنا دهد. اگر این آدم بدی باشد ولی در وجودش یک عقیده ای دارد که مثلا باید به پدر و مادر احترام کرد (این یک نور است) اول می گوید باید این نور را از این فرد زدود چرا که این نور ممکن است کار دست آن ها بدهد و اهداف آن ها را خراب کند؛ بنابر این اول می آیند نورزدایی می کنند.
اکنون در گروه داعش هر کسی وارد می شود اول به او یک کُلت (اسلحه) می دهند و می گویند این 3 نفر را بکش. اگر این فرد از علت و چرایی کشتن آن آدم ها سوال کرد، معلوم می شود این فرد در وجودش نور دارد و به درد آن ها نمی خورد و برای آن هاخطرناک است یا او را می کشند یا بیرونش می کنند، اما اگر چشم بسته آن آدم ها را کشت می گویند این به درد ما می خورد.
در گذشته در قم فردی از بچه های لات محله بود که همه از او حساب می بردند و او به کسی توجهی نداشت- آخر هفته ها با رفقا به تهران می رفت. یک بار از او پرسیدند: آقا آخر هفته برای چی به تهران می روی؟! او گفت: می رویم سینما (در قدیم سینما محل فساد بود)- به او گفتم خوب سینما که در شهر قم هم هست؟!
آن مرد گفت: آنجا (قم) در پیشگاه چشم بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها نمی شود خلاف کرد و جای خلاف رفت- ما می  آییم تهران (دورتر) که خلافی هم که می کنیم از چشم بی بی دور باشیم.
این فرد یک نقطه نور دارد و اگر بتوان به او بفهماند که اگر بی بی معصومه(س) که 30 متری را می بیند،  300 کیلومتری را هم می بیند و بعد بفهمانیم که اصلاً عالم محضر خداوند است و مقابل دوربین های مخفی عالم آفرینش هستیم و ما در دنیا خلوت نداریم زندگی اش متحول می شود که سرانجام چنین هم شد و  نقطه ی نور دست اصغرآقا را گرفت و روزهای آخر عمرش چشم برزخی اش باز شد؛ صورت برزخی مال و اموالش را می دید و همه را تقدیم دین اسلام کرد.
اینکه حضرت علی علیه السلام فرمودند: هیچ عملی را کوچک نینگارید، همان کارهای خوب و کوچکی است که در وجود آدمی نور کاشته می شود…

تبلیغات

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند *
شما می توانید از این استفاده کنید HTML برچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>