تبلیغات

کار به چنان وخامت کشیده شده که وزارت خانه های علوم، بنیاد نخبگان، شورای عالی انقلاب فرهنگی و … به میدان آمده اند که مطالعه و خواندن عموم مردم پیش کش، دانشجویان دانشگاه را در یابیم که پایان نامه هایشان را به ثمن نجس می خرند و در پیاده رو های خیابان انقلاب  مقالات ISI و ISC ثبت می کنند.
امروز اگر اراده کنی با اندک پشتوانه مالی چند ماه دیگر نامت بر روی کتابی نقش می بندد که نوشتن مقدمه اش هم در چنته شما نیست. رسوایی اخیر فاش شدن کپی کردن مقالات چند استاد دانشگاه های علوم پزشکی یکی از این موارد است.
در چنین فضایی باید از اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد دولت تدبیر و امید استقبال کرد.  سپردن امور نشر به ناشرین و واگذاری کار تولید و توزیع کتاب به خود نویسندگان و فعالین حوزه کتاب تصمیمی مبارک و کار ساز خواهد بود . این اقدام اگر چه دیر هنگام ولی می تواند امید آفرین باشد. در بسیاری از کشور های توسعه یافته دنیا روال بر همین است. عرضه نشر از دولت تهی است، دخالت سیاست مداران را بر نمی تابد. اصحاب کتاب و نویسندگان خود با ناشرین تعامل کرده و هر انتشاراتی اعتبار و حیثیتش را پای کار می گذارد. این اقدامات در برنامه های وزیر فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی دکتر امیری صالحی تحت عنوان کاهش تصدی گری دولت مطرح شد. نهاد کتابخانه های عمومی کشور دیگر نهادی که بگونه ای عمومی و غیر دولتی متولی کتاب و کتابخوانی در کشور است نیز با ترمیم ساختار اداری خود و نیرومند سازی کادر درونی خود می رود تا نفسی تازه کند و دور خیزی برای افزایش سرانه مطالعه بردارد در حوزه کلان فرهنگی نیز اگر چه گشایش هایی صورت گرفته اما هنوز قوت قلبی برای نویسندگان و فرهیختگان ایجاد نشده است. تیغ نظارت همچنان تیز است و سال ها پس از روی کار آمدن دولت حقوقدان، هنوز رویه سرهنگی در ممناعت از انتشار رمان «کلنل» اثر برجسته ترین رمان نویس ایرانی محمود دولت آبادی  به قوت خود باقی است. بر خلاف باور کسانی که محدودیت را مصنویت برای نظام تلقی می کنند اندیشه و منش بزرگان این انقلاب هرگز بر این نبوده است.
امروزه دیگر محصور کردن اندیشه ها جدای از آنکه شایسته نیست شدنی نیز نیست. صدها سایت اینترنتی و کانال تلگرامی و شبکه مجازی چنان قدرتمند کار می کنند که اگر تکِ اندیشه های متفاوت را با پاتک اندیشه ای دیگر پاسخ ندهیم در چشم بر هم زدنی عرصه را تهی خواهیم یافت.
سیل بی نظیر جمعیتی که بی هیچ امکانات دولتی و رفاهی و تشویقی، عاشقانه راهی بیابان پاسارگاد شدند تا در کنار کوروش هخامنشی، 7 آبان را جشن بگیرند بخوبی ضریب نفوذ و چتر تاثیر گذاری این شبکه ها در رسانه ها را نشان می دهد.
شاید اگر حوزه کتاب و کتابخوانی، نقد و نظریه پردازی بازتر می بود و امکان گفتگو فراهم می شد، همان اندک حواشی ناخواسته نیز در پاسارگاد رخ نمی دادو برنامه ها نیز رسمیت خود را می داشت.
به هر حال کتاب ابزاری است که ما به آن نیاز داریم نه او به ما، ما هویت، دانایی و کار آمدی ها را از کتاب می خواهیم و به نظر می رسد که سوای از همه الزاماتی که نهاد های دولتی و حکومتی برای رونق مطالعه و افزایش سرانه خواندن دارند. باید نهادهای مردمی و NGO ها نیز به میدان بیایندو با کافه کتاب ها، کتاب سراها، برگزاری جلسات نقد، مناظره و گفتگو، جمعه کتاب و … موجبات رونق دانایی و فرهیختگی را فراهم آورند.

تبلیغات

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند *
شما می توانید از این استفاده کنید HTML برچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>