آسیاب های بادی یا آسباد ها یکی از نمونه هایی است که گویای این است که بشر خودش را با شرایط محیطی خود وفق می دهد و حد اکثر استفاده را می نماید. منطقه سیستان و خراسان جنوبی محل وزش باد های ۱۲۰ روزه سیستان است ویکی از بهترین مکان ها برای استفاده از انرژی باد می باشد. در مناطق مختلف این منطقه می توان آسباد ها را مشاهده کرد. عکس فوق مربوط به آسباد های روستای خوانشرف در مجاورت شهر نهبندان است. علاوه بر خوانشرف همچنين در روستاهاي چهارفرسخ، رومه، ميغان، همند نيز آسبادهايي وجود دارد كه تمامي آنها داراي مالكين خصوصي هستند.

نماینده ولی فقیه در خراسان‌جنوبی با بیان اینکه امروز بدترین زمان به جهت فتنه ها و بهترین زمان به لحاظ امکانات و علم آموزی است، گفت: فریاد انقلاب و نظام اسلامی در مقابل قطب استکبار که پایبند به هیچ قانونی نیست بلند است. آیت ا... سیدعلیرضا عبادی 3 آبان در جمع بانوان طلاب مدرسه علمیه [...]

مساجد و تكيه ها محل هايي براي ميتينگ هاي سياسي اش و گوش ملت است!
شایعات هفته های اخیر در فضای مجازی مبنی بر نهی احمدی نژاد از ورود به عرصه ی انتخابات ریاست جمهوری توسط مقام معظم رهبری با سخنان ایشان در جلسه درس خارج فقه رنگ واقعیت به خود گرفت و پس از آن بود که آب سردی بر پیکره جریان اصولگرا و دلواپس ریخته شد و آن‌ها دیگر شانس بسیار بزرگ خود را برای دوقطبی کردن جامعه کم رنگ دیدند و به فکر معرفی گزینه های احتمالی خود از جلیلی گرفته تا زاکانی و توکلی و… برای رقابت با حسن روحانی افتادند.

– به خيالمان رسيده كه با كلاس شده ايم. او با لباس تر و تميز و اتو كشيده،‌ ماشين تميز و آدامس در دهان به نشانه‌ي هاي‌كلاس بودنش، در خيابان مي راند. پشت سر اويم كه ناگهان دستمال كاغذي از شيشه ماشينش به بيرون پرت مي شود. از كنارش رد مي شوم و با انگشت سبابه به او مي رسانم كه نه نه! كارت درست نبود. با قيافه اي كه نشان از Endكلاس است، جواب مي دهد كه به تو چه!، ‌مگر داروغه اي يا پليسي يا فضولي يا … .
– از پشت شيشه دودي ماشينش سر چهارراه پشت چراغ قرمز با عينك دودي كه به چشم دارد، انگشت سبابه اش را در بيني اش مي چرخاند و چه اصراري دارد كه آن فضول مانده در بيني اش را با هر فشار و فشوري از جا بكند! تا مي بيند كه نگاهم روي اوست با پشت انگشت سبابه اش بيني اش را به دو طرف مي كشد و باز با قيافه اي كه نشان از Endكلاس است جواب مي دهد كه به تو چه!، مگر داروغه اي يا پليسي يا فضولي يا … .

– بوي آشغال و زباله جلوي واحد مسكوني اش، آپارتمان را برداشته و من از طبقه پنجم به همكف مي روم، در طبقه سوم هم كابين آقا يا خانم با كلاسي مي شوم كه معطر به آخرين ادوكلن بورس دنيا هست و پلاستيك سوراخ دار پر از آشغال كه بويش ساختمان را برداشته در دستاني است كه دستكش فلان قيمت به دست دارد! با نحوه سلام و رفتارم به او اعتراضم را نشان مي دهم و او كه به نظر خيلي خود را با فرهنگ و متشخص نشان مي دهد با قيافه اي كه نشان از Endكلاس است، چنان كابين آسانسور را در طبقه همكف در حاليكه آب كثيف از پلاستيك زباله چكه مي كند، ترك مي كند، كه گويي به تو چه!، ‌مگر داروغه اي يا پليسي يا فضولي يا … .
– در محل كار در حاليكه همه اجزا و اسباب و لوازم اتاقش استاندارد است، با رفتارش به هنگام پاسخ به ارباب رجوع كوهي از تكنولوژي و آداب و رسوم اداري را به رخ مي كشد، در حاليكه جاي رد استكان چاي روي برگه هاي اداري من كه بايد به تأييدش مي رسيد دهن كجي مي‌كند، گويا دايره اي همچون مهر تاييد او بر كاغذ حك شده و وقتي با حالتي متعجب به برگه اي كه تحويل من داده نگاه مي كنم كه چرا چنين است با قيافه اي كه نشان از Endكلاس است جواب مي دهد كه به تو چه!، مگر داروغه اي يا پليسي يا فضولي يا … .
و چندين و چندين نكات متعدد ديگر كه همگي ما در اطرافمان هر روزه شاهدش هستيم و البته هر كداممان خود را از اين بي‌كلاس بازي ها مبرا مي دانيم! كاش يكبار در روز دوربيني به خود وصل مي كرديم و از صبح تا شب رفتار خود را نظاره گر مي‌شديم.
اين ها همان حرف هاي ناگفته ايست كه از يك ملت با فرهنگ و متمدن و ملتي كه مي خواهد راه توسعه را در پيش بگيرد سر مي زند. به نظر مي رسد بايد از خود شروع كرد. ابتدا بايد روح و تن و رفتار خود را جلا دهيم و در نحوه رفتار، برخورد و تعامل در جامعه خود را ساخته و با تواضع و آرامش رفتار كنيم، رفتار انساني، محبت، خوش خلقي و خوش برخوردي را به يكديگر هديه دهيم، آنگاه به حركت و بالا رفتن به پله بعدي فكر كنيم.
توسعه يابي، توسعه خواهي مي طلبد. توسعه خواهي، فرهنگ خود را مي طلبد و فرهنگ آن چيزي است كه سالهاست با آن پز مي‌دهيم و فخر مي فروشيم. جالب است! آيا پز دادن و فخر فروشي خود يك رفتار ضد فرهنگ نيست؟! كه اگر هست، متأسفانه به يك فرهنگ بدل شده است. حال اين ماييم و اين فرهنگ بجا مانده و اين شهر و استان پيش رويي كه بايد به توسعه برسد. فراموش نكنيم تك تك ما در اين مسير مسؤول، مقروض و محكوميم. چشم ها نبايد فقط به مسؤولين و مأمورين دولتي باشد. توسعه خواهي يك فرهنگ است كه بايد در ذهن مردم در هر جا و مكان نقش بندد.
كاش آنان كه دستشان به دهانشان مي رسد يكبار هم كه شده بجاي اروپا، تركيه، تايلند و اندونزي به ژاپن سفر مي كردند كه هم فال است و هم تماشا. ژاپن نمونه كشوري توسعه يافته بعد از جنگ جهاني دوم و بمباران هيروشيما و ناكازاكي است كه در كوتاه زمان خود را به دست خود و با مشاركت مردمش و فرهنگ غني و سازنده تك تك شهروندانش ساخت. بايد از كوچكترين و دم دست ترين مسائل همچون ادب و رفتار و فرهنگ سازي و اعتماد و باور سازي و تأكيد به نقش تك تك همشهريان و هم استاني ها در توسعه خواهي و توسعه يابي شروع كنيم. چيزي كه براي نسل ديروز، امروز و فردايي كه مي آيد يك ضرورت و پيش نياز براي اتفاقات بزرگي چون توسعه خواهي است. چرا كه توسعه سهم ماست، حق مسلم ماست!
پس بهتر است از خداوند متعال بخواهيم:
سهم دستانمان را بخشش،‌
سهم چشمانمان را عشق،
سهم پاهايمان را معرفت،
سهم دهانمان را ذكر،
سهم قلبمان را محبت،
و سهم لحظاتمان را انسانيت ببخشد.
اينها همان مسيري است كه بايد از خود شروع كنيم… .

مؤثرترین نذر که باعث رسیدن به حاجت می شود، کدام است؟
یکی از راه های بر آورده شدن حاجات نذر کردن است که دارای آداب خاصی است. از جمله این که در نذر باید صیغه خوانده شود، ولی لازم نیست به عربی باشد. مثلاً اگر بگوید نذر کردم اگر مریض من خوب شد برای خدا بر من است که صد تومان به فقیر بدهم، نذر او صحیح است.از شرایط نذر آن است که نذر کننده باید مکلف و عاقل باشد و با اختیار خود نذر کند. پس نذر انسان مجبور و یا کسی که مثلاً از روی عصبانیت بی اختیار نذری می کند، صحیح نیست. و کاری را هم که می خواهد به عنوان نذر انجام دهد باید یک نوع رجحان و برتری داشته باشد؛و انجام آن برایش ممکن و در حد توان او باشد. پس نذر آن است که انسان بر خود واجب کند که کار خیری را برای خدا به جا آورد و یا کاری که انجام ندادن آن بهتر است برای خدا ترک کند.
اما این که کدام نذر دارای تأثیر بیشتری است و زودتر ما را به حاجتمان می رساند، با تحقیقی که انجام شده نذر برای ائمه اطهار (ع) بسیار مؤثر است. مثلاً کسی نذر کند که اگر خدا حاجت او را برآورده کرد یک ختم قرآن بخواند و ثواب آن را به ساحت مقدس یکی از چهارده معصوم (ع) هدیه کند، یا نذر کند روزه بگیرد، یا چهل روز زیارت عاشورا بخواند. البته این نکته هم قابل توجه است که گاهی ما حاجتی را می خواهیم، ولی هر چه تلاش می کنیم و نذرهای مختلف انجام می دهیم به حاجتمان نمی رسیم. باید دانست که این مسأله اهمیت نذر را کم نمی کند، بلکه بسیار مواردی وجود دارد که ما چیزی را برای خودمان ضروری و لازم می دانیم و دنبال به دست آوردن آن هستیم، ولی چون به خیر و صلاح ما نیست و ممکن است در آینده به ضرر ما تمام شود، خدا حاجت ما را به تأخیر می اندازد تا موقع انجام آن برسد و چه بسا ما چیزی را دوست داریم، در حالی که به ضرر ماست و چه بسا از چیزی بدمان می آید ولی همان به نفع و صلاح ما می باشد. پس هر موقع خدا صلاح بداند حاجت و نیاز انسان را رفع می کند و تأخیر حاجت به معنای کم اهمیتی و بی تأثیر بودن نذر نیست.
توضیح المسائل مراجع،ج2، صص609-612.

اشاره: امروزه مي‌توان گفت که کليه کشورهاي پيشرفته اساس کار بودجه سالانه را بر پايه دريافت ماليات و تعديل ثروت‌ها و از اين راه گسترش عمران و آبادي قرار داده‌اند، زيرا ماليات يعني چيزي شبيه آنچه در دين مبين اسلام نيز به عنوان زکات و نه باج از مردم براي اداره امور کشور اخذ و در پايان براي خود آنان هزينه مي‌گردد، بالطبع هر کس که داراي امکانات و نيز در پي بهره‌مندي از خدمات بيشتري مي‌باشد بايد ماليات بيشتري نيز پرداخت نمايد.

محمدعلی خاشی درگفت‌وگو با خبرنگار فارس، اظهار داشت: کالاهای صادراتی شامل هیدروکربن سبک و سنگین، کاشی، کود و روغن نباتی مهم‌ترین کالاهای صادراتی ماده 116 بوده که از نظر وزنی با 198 درصد افزایش رو‌به‌رو بوده است. وی افزود: ارزش اظهارنامه‌های وارداتی تشکیل شده در گمرک خراسان جنوبی از ابتدای سال جاری 5 میلیون و [...]