نتایج انتخابات آمریکا در حالی اعلام شد که از یک‌سو ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور جدید آمریکا انتخاب گردید و از سوی دیگر جمهوری‌خواهان اکثریت کنگره را بدست آوردند که شکستی سخت برای دموکرات‌ها بود و در عین حال شوکی قابل تامل را در عرصه سیاسی و اقتصادی جهان ایجاد کرد.

کار به چنان وخامت کشیده شده که وزارت خانه های علوم، بنیاد نخبگان، شورای عالی انقلاب فرهنگی و … به میدان آمده اند که مطالعه و خواندن عموم مردم پیش کش، دانشجویان دانشگاه را در یابیم که پایان نامه هایشان را به ثمن نجس می خرند و در پیاده رو های خیابان انقلاب  مقالات ISI و ISC ثبت می کنند.
امروز اگر اراده کنی با اندک پشتوانه مالی چند ماه دیگر نامت بر روی کتابی نقش می بندد که نوشتن مقدمه اش هم در چنته شما نیست. رسوایی اخیر فاش شدن کپی کردن مقالات چند استاد دانشگاه های علوم پزشکی یکی از این موارد است.
در چنین فضایی باید از اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد دولت تدبیر و امید استقبال کرد.  سپردن امور نشر به ناشرین و واگذاری کار تولید و توزیع کتاب به خود نویسندگان و فعالین حوزه کتاب تصمیمی مبارک و کار ساز خواهد بود . این اقدام اگر چه دیر هنگام ولی می تواند امید آفرین باشد. در بسیاری از کشور های توسعه یافته دنیا روال بر همین است. عرضه نشر از دولت تهی است، دخالت سیاست مداران را بر نمی تابد. اصحاب کتاب و نویسندگان خود با ناشرین تعامل کرده و هر انتشاراتی اعتبار و حیثیتش را پای کار می گذارد. این اقدامات در برنامه های وزیر فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی دکتر امیری صالحی تحت عنوان کاهش تصدی گری دولت مطرح شد. نهاد کتابخانه های عمومی کشور دیگر نهادی که بگونه ای عمومی و غیر دولتی متولی کتاب و کتابخوانی در کشور است نیز با ترمیم ساختار اداری خود و نیرومند سازی کادر درونی خود می رود تا نفسی تازه کند و دور خیزی برای افزایش سرانه مطالعه بردارد در حوزه کلان فرهنگی نیز اگر چه گشایش هایی صورت گرفته اما هنوز قوت قلبی برای نویسندگان و فرهیختگان ایجاد نشده است. تیغ نظارت همچنان تیز است و سال ها پس از روی کار آمدن دولت حقوقدان، هنوز رویه سرهنگی در ممناعت از انتشار رمان «کلنل» اثر برجسته ترین رمان نویس ایرانی محمود دولت آبادی  به قوت خود باقی است. بر خلاف باور کسانی که محدودیت را مصنویت برای نظام تلقی می کنند اندیشه و منش بزرگان این انقلاب هرگز بر این نبوده است.
امروزه دیگر محصور کردن اندیشه ها جدای از آنکه شایسته نیست شدنی نیز نیست. صدها سایت اینترنتی و کانال تلگرامی و شبکه مجازی چنان قدرتمند کار می کنند که اگر تکِ اندیشه های متفاوت را با پاتک اندیشه ای دیگر پاسخ ندهیم در چشم بر هم زدنی عرصه را تهی خواهیم یافت.
سیل بی نظیر جمعیتی که بی هیچ امکانات دولتی و رفاهی و تشویقی، عاشقانه راهی بیابان پاسارگاد شدند تا در کنار کوروش هخامنشی، 7 آبان را جشن بگیرند بخوبی ضریب نفوذ و چتر تاثیر گذاری این شبکه ها در رسانه ها را نشان می دهد.
شاید اگر حوزه کتاب و کتابخوانی، نقد و نظریه پردازی بازتر می بود و امکان گفتگو فراهم می شد، همان اندک حواشی ناخواسته نیز در پاسارگاد رخ نمی دادو برنامه ها نیز رسمیت خود را می داشت.
به هر حال کتاب ابزاری است که ما به آن نیاز داریم نه او به ما، ما هویت، دانایی و کار آمدی ها را از کتاب می خواهیم و به نظر می رسد که سوای از همه الزاماتی که نهاد های دولتی و حکومتی برای رونق مطالعه و افزایش سرانه خواندن دارند. باید نهادهای مردمی و NGO ها نیز به میدان بیایندو با کافه کتاب ها، کتاب سراها، برگزاری جلسات نقد، مناظره و گفتگو، جمعه کتاب و … موجبات رونق دانایی و فرهیختگی را فراهم آورند.

اشاره: اشتغال و راه اندازي كسب و كار از جمله دغدغه هاي هر دولتي است كه رفع آن همواره مد نظزش است. صندوق كار آفرين اميد كه زير نظر رياست جمهوري است به اين مهم در سطح كشور و استان‌ها توجه ويژه نموده و در قالب اختصاصي وام به متقاضيان طي نموده و بخشي از مشكل كار آفرينان و ايجاد اشتغال را حل نمايد. در ذيل با يكي از كارآفرينان كه از اين صندوق وام دريافت نموده آشنا مي شويم.

دختری در همسایگی ما بود که حجاب درستی نداشت. شال های کوتاه بر سر می کرد و مانتوهای زننده او چشمان زیادی را به خود جلب می کرد. آرایشش غلیظ بود و به قول خودش نمی خواست از مد جامعه اش عقب بماند. حرف حرف خودش بود و به حرف های کسی گوش نمی داد.

اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاوُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (257،سوره بقره)
این آیه به آیه الکرسی معروف است می فرماید: آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّور،ِ سوال اینجاست که چه طور اهل ایمان در ابتدا در ظلمت هستند بعد در نور می روند در حالی که اهل کفر اول در نور هستند و بعد در ظلمت می روند؟
در ابتدا باید بدانیم که در «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا»: ( خداوند متولی رشد و تربیت دادن) « الَّذِینَ آمَنُوا» است، این «الذین آمنوا» چه کسانی هستند؟!
تمام این 20 میلیون نفری که در کربلا در اربعین پیاده روی می کنند، در مکه و مدینه این همه عزیزان می روند و زیارت و طواف می کنند، در یک مسجد عظیم که 600- 500 نفر نشسته اند و سخنرانی گوش می کنند، عزاداری برای اهل بیت (علیهم السلام) بر پا می کنند، در عاشورا و تاسوعا و محرم این همه سینه زن ها، بلاشک اینها همه الَّذِینَ آمَنُوا هستند.
لکن در دنباله اش می فرماید: خداوند این الذین آمنوها را از ظلمات بیرون می آورد.
چرا که بین الذین آمنوا و المومنون از زمین تا آسمان تفاوت است؛ مثل دانشجویی که در رشته پزشکی ثبت نام کرده و الان 2 ماه است که دارد پزشکی می خواند غیر از آن پزشک جراحی است که چند نفر زیر نظر او آموزش می بینند. آن پزشک است و آن دانشجو می خواهد که پزشک شود. الَّذِینَ آمَنُوا یعنی کسانی که در راه ایمان هستند، غیر از المومن است که فارغ التحصیل ایمان است.
حال باید بدانیم این ظلمات چیست که الَّذِینَ آمَنُوا بدان گرفتارند. پاسخ بسیار ساده است.
فردی به صف نانوایی می رود، چند نفر جلوی او در نوبت هستند. نانوایی که می آید به نفر اول نان را بدهد، چشمش به او که دوستش هست می افتد؛ می گوید: آقای فلان، شما چرا در صف ایستاده ای؟! نانی را به او می دهد (بدون نوبت) و او هم قبول می کند. این ظلمات است؛ آن نانوایی که از حق دیگران می بخشد در ظلمت است، فردی هم که قبول می کند در ظلمت است.
در خیابان من اداره ام دیر شده، در یک مسیری برای اینکه زودتر بروم و راه را باز کنم با صدای بوق ماشینم تن کسی را می لرزانم، این یعنی من در ظلمت هستم.
پرستاری که در بیمارستان در نیمه شب توجهی به ناله های بیمار نمی کند و اهمیت نمی دهد او در ظلمت است.
سرآشپزی که در تهیه غذا، گوشتی که به زمین می افتد و آن را نمی شوید و چرخ می کند و به مردم می دهد، او در ظلمت است.
اینها همه ظلمات است و همین اینهاست که نمی گذارند ما از نمازمان لذت ببریم.
فاعل خارج کردن از ظلمت خداوند است یا این ما هستیم که باید خودمان را از ظلمت بیرون بکشیم؟! یا من و خدا با هم، از این ظلمت بیرون می کشیم؟!
این آیه (آیه الکرسی) می فرماید: خداوند از ظلمت بیرون می آورد؛ معلوم می شود که یک نوع ظلمتی است که فقط از عهده خداوند برمی آید که انسان را از آن بیرون بیاورد و در حد توان و کار من بنده نیست؛ ظاهر آیه این را نشان می دهد.
ظلمت در قرآن کریم بر 3 قسم است:
1-ظلمت های عادی مشخصّه شناخته شده
کدام ظلمت ها شناخته شده است؟؛ دزدی، سرقت، آدم کشی، زخم زبان زدن، غیبت کردن و … تمام محرمات صغیره و کبیره که در قرآن نامگذاری شده و در سنت تعریف داده شده اینها ظلمت های مشخص است.
برای بیرون آمدن از این نوع ظلمت ها، این گونه نیست که خداوند ما را بیرون بیاورد، چرا که خداوند این هارا معرفی کرده و شناسانده و می فرماید: توی بنده خودت باید خودت از این ظلمت ها بیرون بکشی با ترک محرمات. اینجا فاعل اخراج خود انسان است. پس این ظلمتی که در آیة الکرسی بیان شده است، این دسته از ظلمت ها نیست.
2- ظلمت های مشدّده
در اینجا 30 نفر انسان متقی داریم اما یک نفر أتقی است، افعل تفضیل یک فرد است که بعد از غربال  کردن معلوم می شوند.
یک شهر ظالم هستند اما یک نفر آنها اظلم و تاریک تر (ظالم تر) است.
یک سری گناهکاران اظلم هستند، آیه می فرماید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ…(بقره، 140) چه کسی تاریک تر، ظلمانی تر از کسی است که شهادتی نزد او است و او اظهار و بیان نمی کند؛ مثل اهل کتاب که نگفتند این پیغمبر ما بوده، مثل وهابیت که حق را بیان نمی کنند.
آیه دیگر می فرماید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ …(سجده، 22): چه کسی ظلمانی تر و تاریک تر از این آدم است که به او تذکر می دهند که این عمل تو خلاف قرآن است و او به جای آنکه از این تذکر خوشحال شود بدش می آید، که اگر کسی این گونه باشد و از تذکر کسی بدش بیاید و ناراحت شود، به فرموده ی قرآن ظالم ترین است. (خیلی از ماها درگیر این ظلم و تاریکی هستیم) و باید این آیات به اطلاع مردم برسد.
این دسته از ظلمت ها را هم خداوند می فرماید: من بیرون نمی آورم و اصلاً کاری ندارم، توی بنده خودت باید از این ظلمت ها بیرون بیایی.
خدا می فرماید: وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْرًا لأسْمَعَهُمْ …(انفال، 23): پیغمبر! اگر خداوند از مردم رو راستی و صداقت می دید و می دید که آنها واقعاً نمی خواهند گناه کنند: لأسْمَعَهُمْ ، به گوششان می شنوانیم که این گناه است، این ندا شیطانی است.
3- یک سری از ظلمت ها نه مثل مشخصه و شناخته شده است (گناهان کبیره و صغیره) و نه مثل اظلم ها، اینها یک سری ظلمت های شناخته نشده و مبهم هستند.
خداوند وقتی می بیند شما و من بنده  از ظلمت های مشخص و اظلم خودمان را بیرون آورده ایم، مراقبت داشته ایم و تلاش می کنیم ؛ می فرماید آنها که از گناهان کبیره خود را بیرون می کشند و تلاش می کنند، ما آنها را می بینیم، ما هم آن گناهان ناشناخته را به ذهنشان القاء کرده و او را هوشیار می کنیم و به قلب و دلش می اندازیم تا او بتواند خودش را از آن گناهان و ظلمت ها بیرون بکشد.
بنابراین ظلمت هایی که در آیه آیة الکرسی گفته می شود، ظلمت های مبهمی است که خداوند به قلبت می اندازد و به تو می فهماند که این رفتار و گناه هم مثل گناه صغیره و کبیره است و نکن!
در حقیقت خداوند برای این افراد یَهْدِ قَلْبَهُ (تغابن، 11) دارد؛ به او الهام می کند، قلبش را به سمتی که بتواند درست عمل کند، هدایت می کند.
حال این سوال در ذهن متبادر می شود که چگونه کافران در نور هستند. آیه ی بعد می فرماید: وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاوُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ: طاغوت و طاغوتیان؛ متولی تربیت این کافران، می آیند این کافران را از نور بیرون می آورند و به ظلمات سوق می دهند… این یعنی چه؟
شبکه های وهابی- داعشی ها و … اول می آیند بررسی می کنند این انسان کافر و کسی که به آن ها ملحق شده ، در وجودش نوری، روشنایی نباشد که سرمایه گذاری آن ها را به فنا دهد. اگر این آدم بدی باشد ولی در وجودش یک عقیده ای دارد که مثلا باید به پدر و مادر احترام کرد (این یک نور است) اول می گوید باید این نور را از این فرد زدود چرا که این نور ممکن است کار دست آن ها بدهد و اهداف آن ها را خراب کند؛ بنابر این اول می آیند نورزدایی می کنند.
اکنون در گروه داعش هر کسی وارد می شود اول به او یک کُلت (اسلحه) می دهند و می گویند این 3 نفر را بکش. اگر این فرد از علت و چرایی کشتن آن آدم ها سوال کرد، معلوم می شود این فرد در وجودش نور دارد و به درد آن ها نمی خورد و برای آن هاخطرناک است یا او را می کشند یا بیرونش می کنند، اما اگر چشم بسته آن آدم ها را کشت می گویند این به درد ما می خورد.
در گذشته در قم فردی از بچه های لات محله بود که همه از او حساب می بردند و او به کسی توجهی نداشت- آخر هفته ها با رفقا به تهران می رفت. یک بار از او پرسیدند: آقا آخر هفته برای چی به تهران می روی؟! او گفت: می رویم سینما (در قدیم سینما محل فساد بود)- به او گفتم خوب سینما که در شهر قم هم هست؟!
آن مرد گفت: آنجا (قم) در پیشگاه چشم بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها نمی شود خلاف کرد و جای خلاف رفت- ما می  آییم تهران (دورتر) که خلافی هم که می کنیم از چشم بی بی دور باشیم.
این فرد یک نقطه نور دارد و اگر بتوان به او بفهماند که اگر بی بی معصومه(س) که 30 متری را می بیند،  300 کیلومتری را هم می بیند و بعد بفهمانیم که اصلاً عالم محضر خداوند است و مقابل دوربین های مخفی عالم آفرینش هستیم و ما در دنیا خلوت نداریم زندگی اش متحول می شود که سرانجام چنین هم شد و  نقطه ی نور دست اصغرآقا را گرفت و روزهای آخر عمرش چشم برزخی اش باز شد؛ صورت برزخی مال و اموالش را می دید و همه را تقدیم دین اسلام کرد.
اینکه حضرت علی علیه السلام فرمودند: هیچ عملی را کوچک نینگارید، همان کارهای خوب و کوچکی است که در وجود آدمی نور کاشته می شود…

قدیمی ها با طبیعت مهربان تر بودند. اما الان چطور؟ گاهی پسماندها را در طبیعت رها می کنیم. عادت کرده ایم تغذیه مان را در کیسه پلاستیکی بگذاریم؟ می دانید هر روز چقدر پلاستیک برای این کار تولید می شود؟ می دانید پلاستیک چه ضررهایی برای محیط زیست دارند؟ چرا کیسه های پلاستیکی و بطری ها را در طبیعت رها می کنیم؟ آیا می دانی ظروف و بطری ها تجزیه‌پذیر نبوده و به طور متوسط ۵۰۰ تا ۷۰۰ سال در طبیعت باقی می مانند. چرا نسبت به تخریت طبیعت زیبا بی تفاوتیم؟ درختان را قطع می کنیم و بجای آن برج می سازیم. تخریب منابع طبیعی یعنی افسردگی یعنی انواع بیماری ها و رنج ها، یعنی ظلم به بشر یعنی آلودگی هوا، خاک، آب، یعنی نابودی گیاهان و انقراض نسل جانواران.
محیط زیست طبیعی تاثیر شگرفی بر روح و روان آدمی دارد. محیط پاک و آراسته و خرم، زندگی را شاداب و معطر می سازد. شنیدن آواز پرندگان، ترنم لطیف جویباران، آهنگ دلربای چشمه  ساران، صفای سبز سبزه زاران، نسیم لطیف کوهستان، رقص دلنشین درختان و زیبایی شهر و دیار، همه و همه تاثیر اعجاب انگیزی بر زندگی و حیات انسان دارند. هر کسی از تماشای چنین منظره های زیبایی احساس آرامش و نشاط کرده و امنیت و آسایش را در حیات خویش لمس می کند. بر عکس، آسیب رساندن به محیط زیست و نابودی طبیعت باعث وارد آمدن صدمات و زیانهای جبران ناپذیری به بشریت می شود. بله، تخریب محیط زیست تأثیر منفی بر شیوه رفتار، اخلاق فردی و جمعی انسان می گذارد.
مهربانی و دوستی با طبیعت از ویژگی های لاینفک سبک زندگی ایرانی اسلامی است. حفظ طبیعت و محیط زیست به کرات در آیات ، احادیث و روایات به آن اشاره و توصیه شده است. رعایت نظافت و بهداشت یکی از مصادیق مهربانی با طبیعت است.آلوده کردن آب دریا استفاده نادرست و نابخردمندانه از آن هدر دادن انرژی آلودن محیط زیست به گوناگون آلاینده ها و روی گرداندن خداوند و آیین مقدس الهی و روی آوردن به شیطان است. در فرهنگ اسلامی، طبیعت، گهواره و زمینه ساز پرورش و کمال انسان است. انسان از
زمین پدید آمده است و باید حرمت آن را نگه دارد. حفظ حرمت یعنی آن را آباد کند و از ویرانی در امان کند. از نگاه قرآن آبادانی زمین، وظیفه انسان است. خداوند به انسان هشدار می دهد که نباید به بهانه استفاده از طبیعت، آن را آلوده کند بلکه طبیعت امانتی است از طرف او که باید برای آیندگان نیز حفظ شود.
پسماندها یکی از تاثیرگذارترین مواد روی محیط زیست هستند. مصرف بیشتر یعنی زباله بیشتر و محیط زیست آلوده تر. زندگی مصرفی باعث مصرف هر چه بیشتر شده و مصرف بی اندازه، بصورت عادت درآمده است. حرص و طمع و مصرف بالای انسان امروز چیزی از طبیعت باقی نخواهد گذارد. رعایت نکردن نظافت در طبیعت می تواند موجب خسارت های جبران ناپذیری شود. قدرت طبیعت در بازیافت، فوق العاده است اما طبیعت نمی تواند پسماندهای ما را بازیافت کند. پس باید آنها را تفکیک کرده تا بازیافت آن پاکیزه باشد و آسیبی به طبیعت نرسد.
راه های مهربانی با طبیعت:
–  یکی از راههای کمک به طبیعت، مدیریت زباله هاست. زباله های تر و خشک را جدا از هم جمع آوری کنید تا بازیافت آن ها راحت تر و پاکیزه تر انجام شود. این کار خطر بالقوه ای در بهداشت سلامتی و تخریب طبیعت ایجاد می کند.
– اگر جایی مشکل و ایرادی دیدیم عکس بگیریم و به شکلی آنرا در اختیار رسانه ها و خبرگزاریهای کشورمان قرار دهیم و یا در سایت و وبلاگ خود منعکس کنیم. برای حفظ محیط زیست سرزمین پهناور ایران همه باید احساس مسئولیت کنیم .
– به هر بهانه ای یا مناسبتی درخت بکاریم.
–  قبل از ترک طبیعت زباله ها را در کیسه ای گذاشته و در مخزن زباله بریزیم.
– در روز طبیعت، پاسبان طبیعت و ساکنان آن باشیم.
–  زباله ها کانون انواع میکروب ها و محل پرورش حشرات و عوامل بیماری زا است.
لذا  به همین جهت است که پیامبر اسلام (ص)
می فرماید: زباله ها را شب در خانه های خود نگه ندارید و آن را روز به بیرون از خانه منتقل کنید؛ زیرا زباله جایگاه شیطان است. یادمان نرود شب ها ساعت 9 زباله را در داخل مخزن زباله قرار دهیم.
زندگی سبز لوازم الکترونیکی، باطریهای، زباله های درمانی را جدا از سایر زباله ها جمع آوری کنیم.
– بطری ها ار در طبیعت رها نکنیم که علاوه بر زشت شدن منظر طبیعت، کفران نعمت و خطر جدی برای جان حیوانات، باعث آلودگی محیط زیست می شوند.
– حتی الامکان پاکت های کاغذی را به کیسه های پلاستیکی ترجیح دهید. زباله های پلاستیکی از معضلات زیست محیطی زمان ما هستند. استفاده از کیسه های نایلونی راحت تر از پاکت های کاغذی است زیرا اولاً پلاستیک غیر قابل تجزیه است و صدها سال در طبیعت باقی می ماند و ثانیاً پلاستیک از نفت بدست می آید و نفت از منابع غیر قابل تجدید است.
– از خرید كالاهای یكبار مصرف خودداری كنید. استفاده از ظروف و کالاهای یکبار مصرف در مصارف طولانی مدت علاوه بر گران بودن نسبت به ظروف با دوام و چند بار مصرف (به عنوان مثال یک عدد بشقاب یکبار مصرف با کیفیت متوسط حدود یک دهم بشقاب چینی یا ملامین قیمت دارد به عبارتی ده بار استفاده از بشقاب یکبار مصرف معادل خرید یک عدد بشقاب چینی یا ملامین است) باعث تولید زباله ای با ماندگاری بالا در طبیعت شده و علاوه بر هزینه های جمع آوری و مدیریت زباله باعث تحمیل هزینه های زیست محیطی سنگینی به نسل های آینده می شود.

هنرهای نمایشی در خراسان جنوبی دو جلوه ی کاملا شناخته شده دارد. جلوه ی نخست همان نمایشواره ها وآیین های نمایشی سنتی و مذهبی و بومی آن است که از دیرباز ریشه در فرهنگ کهن این دیار داشته است. نمایشهای شادیانه که در جشن ها و سرور های مردمان اجرا می شده است چون: پاچوبی شوبازی، استکان گردانی، میر نوروزی و شاه پری و غول سیاه. غمواره ها و نمایش گونه های سوگ ها و عزاداری ها مانند: سروه(مشابه شروه خوانی های جنوب که جلوه ای زنانه نیز داشته است.) و شبیه خوانی(تعزیه)؛ که بنابر اسناد شفاهی دوران اوج اش منسوب به یکی از شاگردان میر عزا و غم بوده که به دلیل بازگشت به موطن اش یعنی منطقه جنوب خراسان آنروز،با نسخ و مجالسی که به همراه آورده است رونق و شکلی شکیل به این نمایش فاخر آیینی بخشیده که همچنان تا دورترین نقاط این استان همان نسخ بازمانده مورد استفاده قرار می گیرد و تا دوران منع تعزیه خوانی به صورتی باشکوه و نظام مند و رسمی اجراهایی گسترده و عظیم داشته است و سپس در نقاط ویژه ای به حیات خود دور از دسترس نیروهای دولتی ادامه داده است. نوع سوم از این نمایش واره ها، گاه واره هایی بوده اند که به صورت فصلی یا موسمی مانند مراسم وابسته به کشاورزی یا زمان فرارسیدن زمستان، پایان سال یا آغاز سال مربوط می شده است مثل مراسم باران خواهی (تمنای باران که تاالو، مین تل ) نامیده می شده است و معمولا در کنار آنها رقص باران ، رقص چوب و حرکات موزون مرتبط نیز اجرا می شده است و امروزه تنها در مناطق کمترشهری شده، قابل مشاهده و بررسی است.
بخش دوم هنرهای نمایشی در خراسان جنوبی مربوط به نمایش های رسمی و آموزشی است که از تاسیس مدارس نوین در منطقه (همچون مدرسه ی شوکتیه بیرجند) رواج یافته است زیرا در این مدارس نمایش نامه ها به عنوان نوعی جدید از ادبیات چه در کلاس های ادبی یا زبان های خارجه بررسی می شده و گاه نیز به عنوان نمونه بخش هایی از آنها به وسیله ی شاگردان اجرا می شده است و کم کم همین بخش های اجرا شده در کلاس برای تمامی دانش آموزان و معلمان و کارکنان مدرسه به اجرا در می آمده است تا جایی که در سال های بعد اجرای نمایش های مدرسه ای (که نخستین نمونه های تئاتر جدیدبوده است) به صورت هفتگی و با برنامه ای از پیش تعیین شده با حضور اولیاء،مسئولان شهری و برخی مهمانان و حتی مردم انجام می شده و پایه و بنیان گروه های نمایشی خاصی را در این منطقه گذاشته است که از آشنا ترین و فعال ترین هنرمندان این دوره می توان از استاد یدا… پوریموت، مرحوم رخشانی و شاگردان برجسته ی آنها نظیر : پروفسور کامیابی، استاد محمدرضا حقگو  را نام برد.
این فعالیت ها سرانجام با تاسیس باشگاه های پرورشی در مدارس و مراکز فرهنگی هنری رسمی مانند کانون پرورش فکری و نمایندگی فرهنگ وهنرو مجتمع دانشگاهی بیرجند، مسیر تازه ای را به خود می گیرندو با حضور مرحوم استاد جلیل رفیعی نظام مند و دارای جایگاه می شود و به تولد گروه های منظم و نوگرایی چون مقری بانگ می انجامد که بعد ها با اجراهای به یادماندنی نظیر : داش آکل، خانه بارانی، پاتوق، آسیدکاظم و آنجا که ماهی ها سنگ می شوند  شناخته و تثبیت می گردند. از آشناترین هنرمندان این دوره می توان از بزرگانی چون: مرحوم مسعود نعمتی، محمدعلی راستکار، علی شکری نیا، عباس دلباز، احمد نادی مقدم و … نام برد. درشهرستان هایی نظیرفردوس و قاین نیز با حضور اساتیدی چون: انوشیروان ارجمند، اسماعیل افتخاری و شادروان پاسدار کلاس های آموزشی برگزار می گردد و هسته های تئاترنوین در این مناطق نیز شکل می گیرد که با تربیت شاگردان بسیار توانا بن مایه های تئاتری محکم و استوار امروز را در این شهرها پی می ریزد.
شاگردان و همراهان این گروه در دهه 50 و60 درکنار یکدیگر قرار می گیرند و با راهنمایی بزرگوارانی چون مرحوم استاد محمدحسین عبداللهی و استاد محمدعلی راستکار، شادروان پاسدار، حسین طالبی و… در بیرجند و قاین و فردوس طیف جدیدی را در تئاتر منطقه به وجود می آورند که پس از انقلاب با تاسیس انجمن های نمایش و ایجاد گروه های فعال و حمایت از جانب ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی به اجراهای ماندگار و حضوریافته در جشنواره های استانی و کشوری به نیروهایی شناخته شده و توانا تبدیل می شوند. حضور علی عرب، محمد سرابی، حسین حسنی علی شریفی، مهدی قاسمپور، محسن حسین زاده، مهدی رحیمی،  برادران عابدی و برکچی حسین عباس زاده و همچنین خانم ها سیما رجبی و ملیحه محمدی در بیرجند؛  برادران رضایی، حسن مقدم، حسین ابراهیمی در فردوس؛ علی خسروی (ازدانش آموختگان تئاتر دانشگاه تهران) سید احمد مقداری، مسعود رونقی در قاین؛ بهروز رضایی در نهبندان باعث رونق و رشد تئاتر در شکلی تازه و منسجم تر می شود که در تئاتر امروز این استان و موفقیت ها و افتخارات نمایشی این استان سهمی فراموش نشدنی داشته اند.
این روزها نیز تلاش هنرمندان جوان این دیار، نوید آور تکرار روزهای خوب برای تئاتر این استان و بیرجند است  نمایش عروس خوشه های اقاقی به کارگردانی میثم صدرا و نویسندگی محسن حسین زاده که ماه گذشته در جشنواره بین المللی هایفست ارمنستان به روی صحنه رفت تنها نمایش استان خراسان جنوبی بود که در یک جشنواره بین المللی خارجی حضور یافته است.
همچنین اجرای سه نمایش در بیرجند از اوایل آبان تا اواخر آذر که حدود یک ماه در مرکز استان بر روی صحنه خواهند بود و آمادگی حداقل چهار گروه دیگر برای اجرای عموم نیز گواه می دهد که خون تازه ای در رگ های تئاتر و هنرمندانش تزریق شده که با وجود مشکلات فروان، با تمام وجود چراغ این هنر مظلوم را در سالن های کوچک و بزرگ این شهر روشن نگه می دارند.
راه اندازی وب سایت انجمن هنرهای نمایشی استان خراسان جنوبی و گیشه آنلاین کلیژدک برای فروش بلیط های تئاتر مرکز استان  و  همچنین راه اندازی کمپین مردمی- فرهنگی با هشتگ #من_تئاتر میبینم در صفحات مجازی بیرجند یکی دیگر از نشانه های اتفاقات خوبی است که از سمت مخاطبین که تنها دلگرمی هنرمندان تئاتر می باشند برای این روزهای تئاتر شهرمان رخ داده است. / وبلاگ گروه تماشا

همايش ملي توافق هسته اي از جمله همايش هاي ملي بود كه در روز چهارشنبه 19/8/95 در دانشگاه بيرجند برگزار شد. در برگزاری این همایش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه بیرجند، وزارت امور خارجه، سازمان انرژی اتمی و استانداری خراسان جنوبی و چندين رسانه و انجمن و شركت همکاری کردند. گفتني است در اين همايش در مجموع 80 مقاله از سوی پژوهشگران کشور به دبیرخانه همایش ارسال شد که از این تعداد پس از داوری 51 مقاله در کتابچه همایش و 35 مقاله در مجموعه مقاله الکترونیکی به چاپ رسید. شايان توجه است كه این مقاله ها در محورهای مختلف فنی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و ادبی است و 20 داور از دانشگاه های علامه طباطبایی، بیرجند، تربیت مدرس، دانشگاه شیراز، خوارزمی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کار ارزیابی مقاله ها را بر عهده داشتند.